الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٢ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
و لايح درخشان است كه اين خطبه موسومه بشقشقه مرويه از حضرت امام البريه امير المؤمنين على ( ع ) مشتمل بر اشارات بديعه و محتوى بر استعارات لطيفه و لطايف قريبه و نكات غريبه است كه عالم مخبر بعد از تعمق فكر و نظر بر درر غرر فرايد فوايد لآلى منتظم بجواهر زواهر آن مطلع و باخبر گردد ، چنانچه يكى از فضلاى معاصر ابو الفضل عباس بن سيف الدين على الطبرسى كه اهل مازندران است ، قريب بسه هزار بيت در ترجمه و شرح فارسى آن نوشته و با آنكه سعى و اهتمام تمام در انجام و انصرام شرح آن نمود ، و بيان اكثر لطايف و نكات و استعارات بانواعها و اشارات باصنافها فرمود ، مع هذا هنوز شمه ء شرح از آن كما ينبغى و يليق از روى تحقيق ننمود ، و الله اعلم .
مصنف كتاب ابو على الطبرسى رحمه الله عليه ميفرمايد كه :
امثال اين اخبار و آثار از كلام امام الأبرار و الأخيار بغايت بسيار و بيرون از حد حصر و شمار است ، لهذا ما طرف از آن از روى ايجاز و اختصار بيان و اظهار كرديم ، و از اندك ايضاح و بيان ما حقيقت حال و رتبه ء فضل و كمال آن ولى ايزد متعال ثابت و عيان گردد .
روايت است ، از ام سلمه رضى الله عنها زوجه ء حضرت سيد الأنبياء ( ص ) كه در شب نهم كه شب نوبت خواب من در نزد حضرت رسول ايزد مهيمن بود به در خانه ء خاص آن صاحب عام و خاص آمدم و طلب اذن دخول بخدمت رسول نمودم كه :
يا رسول الله ، رخصت است كه بخدمت آيم ؟ از لسان معجز نشان فرمود : كه نه ، من از آن نهى بغايت متحير و مضطر گشتم ، و ترسيدم كه در