الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٩ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
به ولايت امت و خلافت جميع بريت احق از ابى بكر است ، چنانچه حضرت نبى الرحمه بنبوت احق از ابى جهل بود بحكم خداى عز و جل من زياده از اين بيان به تو خاطر نشان نمايم :
روزى من در خدمت رسول ايزد مهيمن حاضر بودم و ابو بكر و عمر بدر خانه رسول الله بودند كه حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ناگاه بدر دولتخانه حبيب اله حاضر شد در آن اثناء ابو بكر و عمر مبادرت بر حضرت امير المؤمنين نمودند چنانچه اول ابو بكر داخل خانه رسول ( ص ) شد و بعد از او عمر و على ( ع ) در عقب ايشان داخل آن مكان جنت نشان گرديد در آن هنگام ديدم روى حضرت رسول ايزد علام چنان شد كه گوئيا خاكستر بر آن ريخته شد من از آن بغايت اندوهگين و حيران شدم ، و با دل خود گفتم : كه حضرت سيد عالم از اين حركت ياران بسيار بسيار متألم شد ، در آن اثناء نبى الورى روى مبارك به على ( ع ) آورده گفت :
يا على خداى تعالى عالم ترا امير بر ايشان و بر طوايف بنى آدم نموده است ، آيا ايشان بتو تقديم مىنمايند و يا تو از خلق نيكوى خود مىگذرانى در همان دم ابو بكر گفت : من فراموش كردم يا رسول الله ، عمر گفت : من سهو نمودم يا سيد عالم ، حضرت نبى المشكور في الفور گفت : فراموش نكرديد ، و سهو نفرموديد من شما هر دو را مىبينم كه ملك و خلافت امت را از على سلب و قطع نموده با او نزاع و محاربه مينمائيد و دشمنان خدا و رسول در اختيار آن امر اعانت شما را قبول نمايند و باتفاق شما با اهل بيت من محاربه فرمايند و مىبينم كه شما مهاجر و انصار را بيكديگر دراندازيد تا شمشير كشيده