الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٦٠ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
عذاب و عقاب حضرت مالك الرقاب تهديد و وعيد نموده ميگفت : كه افروختگى آتش جهنم از احجار جبل و اجسام مردم است من از آن روزى كه اين وعيد از آن رسول خداى مجيد شنيدم پيوسته از همان دم تا حال در اندوه و غم گرفتار و متألَّمم كه مبادا من از آن احجار بىهنجار مقهور واحد قهار و بعذاب و عقاب آتش دوزخ گرفتار باشم يا رسول خداى پناه بتو آوردم مرا مطمئن گردانيده از دهشت وحشت آن خوف و آزار بيرون آر آن حضرت نبى الأقدس فرمود كه يا جبل مترس كه واهب مقدس ترا از آن جبل ، نحس نگردانيد و آن كوه جبل كبريت نامؤسس است چون آن كوه اين نويد ، از حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم شنيد دعاى سيد الورى نموده ساكن گرديد . يهودى گفت :
يا على اين سليمان نبى عليه السّلام از حضرت ايزد تعالى و تبارك ملك يافت كه هيچ احدى از بشر و ملك آن عزت از حضرت صمديت نيافت .
امير المؤمنين على عليه السّلام گفت :
يا يهودى آنچه در باب سليمان نبى ( ع ) فرمودى چنان است ليكن آنچه محمد رسول آخر الزمان از حضرت واهب منان يافته زياده از آنست زيرا كه فرشته ء كه قبل از آن بجهت هيچ احدى از انبياء و رسولان بزمين از آسمان نزول و هبوط ننمود بواسطه ء آن نبى ايزد معبود از آسمان بزمين فرود آمد و آن ميكائيل بود كه بعد از نزول گفت يا رسول ملك العلَّام ايزد تعالى بعد از سلام مرا بخدمت شما فرستاده پيغام داد كه ما ترا مختار گردانيديم در آنكه اگر خواهى پادشاه و منعم و مكرم باش و اين مفاتيح