الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤ - ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبى بكر و عمر
كرده از دولتسراى مبارك خويش با دو سه نفر از نسوان أهل قريش در مسجد حضرت پيغمبر نزد أبا بكر آمد و گفت : اى أبا بكر چرا ميراث كه از پدر بزرگوارم بمن رسيد آن را از من منع كردى و حكم باخراج وكيل من از فدك نمودى و حال آنكه آن محلّ را حضرت خاتم الرّسل بحكم خداى عزّ و جلّ بجهت من مقرّر داشت و تا آن سرور در حيات بود هيچ أحدى در آن مكان دخل نداشت ؟
أبو بكر گفت : اى بنت نبىّ المحمود صحّت دعواى شما موقوف بر احضار شهود است اگر بر طبق دعوى خود شاهد صادق آرى فدك بشما متعلَّق است و الَّا داخل فىء و غنايم مسلمانان است ، حضرت فاطمه عليها سلام أمير المؤمنين على عليه السّلام و امّ أيمن را كه بر حقايق آن أمر من كلّ الوجوه مطَّلع و مخبر بودند براى شهادت حاضر گردانيد ، امّ أيمن گفت : اى أبو بكر اى أبو بكر من شهادت براى فاطمه بنت نبىّ الرّحمه نخواهم داد تا حجّت صحّت قول خود بر شما ظاهر نكنم ترا اى أبو بكر به خداى عالم قسم است آيا ميدانى كه حضرت سيّد عالم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در حقّ من فرمود كه ام أيمن از أهل جنّت است ؟ أبو بكر گفت : بلى من اين سخن از حضرت رسول ذو - المنن شنيدم بعد از تصديق و تعديل أبا بكر امّ أيمن گفت : شهادت دهم كه خداى عزّ و جلّ بحضرت خاتم الرّسل وحى مرسل گردانيد كه * ( فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه ) * يعنى اى رسول مجتبى بايد كه در اعطاء حقّ ذى القربى كه أهل البيت قريبند شما سعى تمام بجاى آريد و حقوق ايشان را بآن أعيان سپاريد نبىّ الرّحمه بعد از نزول آيه ء مباركه بأمر واهب النّعمه فدك را در وجه طعمه حضرت فاطمه مقرّر گردانيد و محالّ فدك را بيد تصرّف و تملَّك او داد و آن حضرت به حكم پدر عالى تبار وكيل از قبل خود بجهت انصرام و انجام آن محالّ قرار داد