الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٣ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
و محبّت من نمايد و او را عداوت و بغض داشته باشد آن كس كاذب است غير از من ؟ گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه حضرت نبىّ العربى در حقّ او گفته باشد كه هر كه شطرات مرا دوست دارد چنانست كه مرا دوست دارد آنكه مرا دوست دارد او دوست دار ايزد مختار است جمعى پرسيدند كه يا رسول ايزد منّان شطرات شما چه كسانند ؟ گفت :
على و حسن و حسين و فاطمه ( ع ) غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم است كه آيا در ميان شما كسى هست كه رسول ايزد منّان در حقّ او گفته : تو بهترين مردمان هستى بعد از پيغمبران غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول ايزد عادل در حقّ او فرموده باشد كه تو فاروقى كه تفرقه ميان حقّ و باطل برأى كامل و علم شامل تو منوط و مربوطست غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بحضرت خداى تبارك و تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت نبوّتمآب باو خطاب مستطاب نموده باشد كه تو در روز قيامت بعد از أنبياء و رسل أفضل و أعلم از تمامى امّتى از روى عمل غير از من ؟