الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢٣ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
ميفرمود و اظهار بشاشت و شكفتگى در روى او نمود غير از من ؟ گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول مختار عليه صلوات الله الملك الجبّار باو خطاب فرموده باشد كه چون أنبياى حضرت ايزد غفّار در روز قيامت بأوصياى خود مفاخرت نمايند من نيز افتخار بشما مىنمايم غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ كسى هست كه حضرت رسول خداى عالم ( ع ) او را با سوره ء براءة بسوى مشركين أهل مكَّه فرستاده باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در حقّ او فرموده كه : من بدرستى كه هر آينه بتو رحم مىنمايم از سختگيريهاى قوم و عداوت كه با تو دارند ليكن ظاهر نميگردانند تا آنكه تو مرا مفقود يابى و چون من مفقود گردم قوم با تو مخالفت ظاهر نمايند غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : بخدايتعالى شما را سوگند است آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول خداى تعالى در حقّ او فرموده كه امانت ترا بخداى تعالى كسى مؤدّى گردانيده كه خداى خود را از ذمّت تو راضى گرداند غير از من ؟