تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٨ - شرح آيات
[٥٢] آيا چه چيز آدميان را به آن واداشت كه به اين بيم دهنده آشكار كافر شوند، و تا ابد زيانكار شوند؟
طغيانى كه در جانهاى ايشان بود و همان خود محورى منفور سبب اين كار شد، و به همين جهت آنان را مىبينيم كه نذير را به تهمتهاى متناقضى متهم سازند تا كفر خود را خوب و پسنديده جلوهگر سازند.
كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ «و به همين گونه هيچ فرستادهاى پيش از ايشان نيامد مگر اين كه گفتند: جادوگر است يا ديوانه.»/ ٦٩ [٥٣] اين تهمتى بود كه هدف آن طغيان و كفر است، و همه كافران در سراسر تاريخ آن را تكرار مىكردند، حتى شخص خيال مىكند كه بعضى از آنان به بعضى ديگر اين اتهام را تلقين مىكردهاند؛ ولى حقيقت آن است كه همگى آنان در آن خودخواهى طغيانگرى كه اين گونه تهمتها را به فرستادگان خدا مىزد، با يكديگر شريك بودند.
أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ «آيا پرداختن به آن (اتهام) را به يكديگر توصيه مىكردند يا بلكه قومى طاغى و گردنكش بودند.» عين تهمتى را كه قوم نوح هزاران سال پيش عليه پيامبر بزرگ خدا (عليه السلام) به او مىزدند، امروز- مثلا- از كسانى مىشنويم كه با دعوت كنندگان به سوى خدا و بيم دهندگان از عذاب او مخالفت مىكنند، و اين بدان سبب است كه بسيار چيزها در زندگى بشر تغيير پيدا كرده، ولى جوهر وجود او و غرايزى كه در نفس و جان او وجود دارد، هم چنان به حال خود باقى مانده است.
بنا بر اين شايسته است كه ما- كسانى كه قرآن را تلاوت مىكنيم- در اين وادى نلغزيم، و چنان نباشيم كه هر كس را كه خواننده ما به خير است، يا ما را از شر بر حذر مىدارد و بيم مىدهد، در عقل يا در نيتش متهم سازيم.
شايد خطرناكترين شرّى كه بايد از آن پرهيز كنيم و به خدا پناه بريم تا ما را از آن خلاص كند، همين طغيان و سركشى نهفته در جانمان است (و پناه بر خدا