تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٩ - شرح آيات
مىكنيد؟»/ ١٥٣ شما ممكن نيست كه بتوانيد او را از مسيرش منحرف سازيد، يا درباره رسالتش شكى به دل او بيندازيد، بدان سبب كه او به آن يقين دارد.
محمّد بن فضيل گفت كه از ابو الحسن (ع) پرسيدم كه آيا رسول اللَّه (ص) پروردگار خويش را عزّ و جلّ ديد؟ و او گفت: «آرى، به قلبش ديد، مگر نشنيدهاى كه خداى عزّ و جلّ گفته است ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى او را به چشم نديد، ولى به قلب ديد». [٢٤] و چون از رسول اللَّه (ص) درباره همين آيه پرسش كردند گفت: «نورى ديدم». [٢٥] [١٣- ١٥] وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى «و او را ديد يك بار ديگر.» اين آيه محتمل چند معنى است، از جمله: رسول خدا را متجلّى در كتابش (وحى) مىديد، سپس در آن هنگام كه جبرييل او را به معراج مىبرد ديد و به پروردگارش نزديك شد و با او سخن گفت، و شايد معنى آن باشد كه جبرييل او را به جايى برد كه خدا به او وحى كرد آنچه را كه وحى كرد، و در آنجا با چشمان خود نور خدا را ديد، و با قلب خود پروردگارش را ديد، سپس او را به مقام ديگر بالا برد كه در آن تجلّى ديگرى از خداى عزّ و جلّ را مشاهده كرد، و آن اين گفته خداى تعالى است
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى «در كنار درخت سدر (كنار) پايانى،» و آن درختى در آسمان هفتم است (از علىّ بن ابراهيم) [٢٦] «و قطر درخت به اندازه پيمودن صد سال از سالهاى دنيا براى عبور كردن از كنار آن است» [٢٧] از امام باقر (ع)، و شايد از آن روى به اين نام خوانده شده كه رساندن اعمال بندگان به
[٢٤] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٥٣.
[٢٥] - همان جا.
[٢٦] - همان كتاب، ص ١٥٥.
[٢٧] - همان كتاب، ص ١٥٤.