تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٠ - شرح آيات
ستاره ما- هيچ هدفى نبوده باشد؟! يا پروردگار آسمانها و زمين سبحانه و تعالى، كه بىنياز و حميد و عليم و حكيم است، آفرينش را به بازى گرفته باشد؟! پس بياييد تا به تفكر بپردازيم: آيا هر اندامهاى ما عبث و بيهوده آفريده شده است، حتى اگر پارهاى از روده باشد، يا غدّهاى كوچك، يا حتى يك ياخته، و اگر جواب بنا بر معلومات پزشكى و طبع شناسى (فيزيولوژى) منفى است، پس چگونه ممكن است خلاصه و نتيجه آفرينش انسان بى هدف بوده باشد؟
پس هدف چيست؟
آيا اين كافى است كه هدف را خوردن و آشاميدن قرار دهيم؟ آيا بايد از عقلها و و جدان قلبهايمان پرسش كنيم؟/ ٧١ يا خود را به آن قانع سازيم كه خوردن و آشاميدن را هدف بدانيم، يا چون وقت فراغت بسيار در اختيار داريم، ناگزير بايد زندگى را با چيزى جز لذتهاى عاجل پر كنيم؟
ما همه در آن مىكوشيم تا به علم و فضيلت دست يابيم، و براى آنها ارزشى برتر از مال و نيرو تصور مىكنيم، پس مىپرسيم كه: بالاترين درجه علم كدام است؟ آيا معرفت و شناخت خدايى نيست كه به توسط او از حقيقت خودمان آگاه مىشويم، و از واقعيت محيطى كه ما را در ميان خود گرفته است؟ و بدون شناخت خدا همه اين سؤالات مايه حيرت است.
به همين گونه بالاترين درجه فضيلت تقوا و ترس از خدا است، و خواستار رضاى او بودن، و به او نزديك شدن.
و شناخت خدا و ترس از او در كلمه عبادت خلاصه مىشود، كه قرآن كريم آن را هدف آفرينش بشر دانسته و گفته است
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «و جن انس را نيافريدم مگر براى آن كه عبادت كنند.» پس عبادت چيست؟ گفتهاند كه اصل عبوديت و بندگى خضوع و خوارى و فروتنى است، و تعبيد به معنى خوار شدن، و راههاى آماده شده براى سفر و