تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٨ - شرح آيات
آن كس كه به خدا شرك ورزد، خدا بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او آتش، و ستمكاران ياران و ياورانى ندارند»، [٨٢] و شرك تنها منحصر به گفته ترسايان نيست كه گفتند إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ «خدا سومين از سه شريك است»، [٨٣] و گفتند إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ «خدا همان مسيح پسر مريم است»، [٨٤] يا در پرستش بتان، بلكه تسليم شدن به هر راه و روش يا رهبرى باطل چنين است، پس شرك گاه به صورت رفتارى اجتماعى درمىآيد يا گفتارى باطل، چنان كه خداى تعالى گفت فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ* حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ «پس از پليدى بتان و از گفتن سخن ناروا پرهيز كنيد* تنها خدا را بپرستيد و براى او شريك قائل مشويد، و هر كس كه به خدا شرك ورزد، بدان مىماند كه از آسمان سقوط كرده باشد تا اين كه يا پرندهاى او را بر بايد يا باد او را به جاى پرت و دور افتادهاى پرتاب كند». [٨٥] آيه براى ما از بزرگى گناهى سخن مىگويد كه گروه مشأمة مرتكب آن مىشود و سه حدّ و تعريف دارد: نخست اصرار است كه گناه كوچك را به گناه بزرگ مبدل مىسازد، تا چه رسد به آن كه اين اصرار درباره گناهى بزرگ عملى شده باشد؟ و دوم حنث است يعنى شكستن پيمانى كه خود آن را تعهد كرده و پيروى از آن را پذيرفته است. و شك نيست كه مخالفت با آن انعكاسى در تضييع حقوق جامعه ندارد، بلكه كرامت و حيثيت خود پيمانشكن را لكهدار مىسازد، چه اساس اخلاق احترام گذاشتن شخص به نفس خويش است و اعتماد كردن به كرامت و شرافت خودش، پس چون اين از ميان برود، ديگر در نزد وى هيچ اساس و بنيانى براى ملتزم بودن به ارزشها باقى نمىماند، و سوم شرك است كه بزرگترين
[٨٢] - المائدة/ ٧٢.
[٨٣] - المائدة/ ٨٣.
[٨٤] - المائدة/ ٧٢.
[٨٥] - الحج/ ٣٠ و ٣١.