تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٨ - شرح آيات
پرسشى كه پيش مىآيد اين است كه: خدا چگونه قرآن را به انسان آموخت؟
اولا: به اين كه آن را به رسولش (ص) آموخت و او آن را به تبليغ و بيان به بشريت آموخت.
ثانيا: به اين كه قرآن تعبير صريحى از حقايقى است كه خدا آنها را در فطرت هر انسان به وديعه نهاده، و همين سپردن به صورت وديعه و امانت به منزله تعليم خود قرآن است، كه نقش او را نسبت به حقايق همچون نقش ياد آورندهاى مىسازد بر اين كه و جدان انسان محتوى چه چيزها است.
/ ٢٨٤ چنان مىنمايد كه حذف شدن مفعول دوم فعل «علم» و معلوم نبودن اين كه چه كس قرآن را گرفت، براى اين حكمت بالغه باشد كه: خدا قرآن را علمى قرار داد كه هر كس بخواهد مىتواند از آن بهرهمند شود، و همين متناسب با رحمانيّت خداوند متعال است، به همانگونه كه در آيه (٢٩) از سوره گذشته گفت وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ.
[٣- ٤] هنگامى كه نظر خود را متوجه به خود انسان مىكنيم، او را به صورت كلى مظهر و نمادى از رحمت خدا مىبينيم. او چيزى نبود و سپس خدا او را به وجود آورد بدون آن كه استحقاقى داشته باشد، و يا جبر و اضطرارى سبب اين هستى بوده باشد مگر رحمتى از خداى عزّ و جلّ.
خَلَقَ الْإِنْسانَ «انسان را آفريد.» تنها وجود انسان دليلى بر رحمت خدا است. مگر او را به خودى خودش عالم و جهانى بزرگ نمىبينى كه در هستى او بيليونها نعمت جمع آمده است كه اگر يكى از آنها نبود رحمت نقصان مىيافت؟
ولى بزرگترين چيز در انسان قلب او (مغز و عقل او) است، و بدين گونه است كه خدا انسان را در نيكوترين تركيب و استوارترين ساختمان آفريده، و او را بر بسيارى از آفريدگان خويش برترى داده است، و سپس آفرينش او را با عقل كامل كرد، و عقل را به مدد قرآن كمال بخشيد، و اين همه را با نعمت بيان و سخن گفتن