تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٥ - شرح آيات
تبهكاريهايى كه پيش از آن مىبايستى مقدماتى فراهم شود، فرصت را براى اهل حق فراهم مىآورد كه متصدى آن شود، و جامعه ثمود بر آن توانايى داشت كه پس از مشاهده فراهم آوردن مقدمات جريمه در نزد قدّار به مقاومت در برابر او بپردازد، ولى او را به حال خود رها كردند، و بدين گونه شمارش نزولى به طرف پايان كار و رسيدن عذاب آغاز شد و او فرصت كافى براى انجام دادن جرم خود را به دست آورد. و قرآن در جاى ديگر طبيعت مجرم را تصوير كرده و/ ٢٤٤ وضع جامعه را نشان داده و گفته است إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها «در آن هنگام كه شقىترين فرد خود را برانگيخت»، [٤١] و انسان به كارى برانگيخته نمىشود مگر اين كه نفس او به آنچه براى آن انگيخته شده تمايل داشته باشد، و در خود و بيرون از خود مانعى براى انجام دادن آن مشاهده نكند، و حال آن بد نهادى كه شتر را پى كرد و آن را كشت چنين بود.
فَعَقَرَ «پس آن را پى كرد.» [٣٠- ٣١] و او و كسانى كه در پيرامون او بودند به اين مطلب توجه نكردند كه با اين عمل به مبارزه با خدا برخاستهاند، و به همين سبب عذاب بر ايشان فرود آمد، و انسان تصور آن را نمىكند كه به سببى كه در نظر او ناچيز مىنمايد، به چنين عاقبتى گرفتار شود، چه قدرت آدمى براى فهم فرا گرفتن همه ظواهر آفريدگان و عوامل آنها قدرتى محدود است، و لذا قرآن آمده است كه انسان را از حالت شىء بودن و لهو به ارزش و جدّ برساند.
فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ «پس عذابم و بيم دادنها چگونه بود؟» به همان اندازه كه بيم دادن آشكار و رسا بود، عذاب هولناك و هراس انگيز بود. و وحى واقعيت آن عذاب را بيان مىكند و مىگويد: بنا بر تصادف عذاب نرسيد، بلكه فرستاده از جانب خدا بود. آرى، گاه عذاب در ضمن سنّتهاى طبيعى و اجتماعى زندگى مىرسد، ولى سنّتها امكان ندارد كه در خلأ و دور از تدبير و
[٤١] - الشمس/ ١٢.