تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٩ - شرح آيات
براى چيزى است كه پس از آن مىآيد، و شايد سبب آن باشد كه در احتمالات پيشين بطلان مطلب آشكار است و شنونده را بر آن مىدارد كه به جستجوى احتمال صحيح بپردازد، و مىپرسد: پس اينان به چه سبب با رسالت به معارضه برخاستهاند؟ و پاسخ به صورت احتمالى مىآيد، ولى شنونده آن را مستقيما مىپذيرد، و چنان به نظر مىرسد كه او حقيقت را اكتشاف كرده است.
از كليت اين آيه به انديشهاى توجه پيدا مىكنيم كه قرآن بسيار به آن اشاره كرده است، و آن اين كه احتياط از عقل است، پس بر مؤمن چنان شايسته است كه در رد كردن انديشهاى كه آن را شنيده شتاب نور زد، بلكه امكان صحت آن را مفروض خود گيرد، و سپس سر فرصت درباره آن بينديشد، و پس از انديشيدن عينى دقيق درباره آن ايستار لازم را براى خود انتخاب كند.
و كسانى كه رسالت را رد كردند، در اين رد كردن به عقل متكى نبودند، بلكه رهبر آنان طغيان و گردنكشى بود، بدان سبب كه عقل شهوت را مقيد مىسازد و براى آن قاعدهاى قرار مىدهد، در صورتى كه طغيان آن را به راه مىاندازد و بلكه خود آن را قاعده و قانون قرار مىدهد، و اگر آنان از راهنمايى عقلهاشان پيروى مىكردند، به آن ايمان مىآوردند، بدان جهت كه آن نيز به عقل هدايت مىكند، به همان گونه كه عقل به ايمان هدايت مىكند.
[٣٣] و يكى از نتايج پيروى از هواى ايشان در ارزيابى رسالت و رسول (ص) متهم ساختن رسول است به اين كه از جانب خدا سخن نمىگويد، و آنچه در نزد او است رسالت از پروردگار نيست، بلكه ساخته فكر خود او است.
/ ١٢٢ خردهاى ايشان چنان حكم مىكند كه آنچه او آورده درست است، ولى نمىخواهند خود را ملزم به قبول مسئوليت كنند، و به همين سبب دنبال بهانهاى مىگردند كه ايمان نياوردن خودشان را با آن توجيه كنند و آن را خوب جلوه دهند، پس گفتند كه: ما به عظمت رسول و عظمت آنچه آورده است ايمان داريم، ولى اين ساخته و پرداخته هوشمندى و نبوغ او است، و ما الزامى به آن نداريم كه از آنچه از نبوغهاى بشرى سرچشمه مىگيرد پيروى كنيم، بلكه تنها از وحى خدا پيروى مىكنيم و بس،