الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩ - اقسام الحال
از « الثّانى » مثال « بعته يدا بيد» مىباشد.
متن:
الثانية
المؤكّده نحو «ولّىمدبرا» قالوا و منه «هوالحقّ مصدّقا» لانّ الحقّ لا يكون الّا مصدّقا، و الصّوابب انّه يكون مصدّقا و مكذّبا، و غيرهما، نعم اذا قيل «هوالحقّ صادقا» فهى مؤكّدة.
ترجمه:
مسئله دوّم
در جائيكه حال مؤكّده باشد مانند: ولّى مدبرا.
شاهد در « مدبرا » است كه حال بوده و چون عاملش يعنى « ولّى » را تأكيد مىكند حال ملازمه محسوب مىشود.
و از همين قسم است مثال «وهو الحقّ مصدّقا» او است حقّ در حاليكه تصديق آنرا مىكنند كتب سماوى قبل از آن.
شاهد در « مصدّقا » است كه حال بوده و مؤكّد « حقّ » مىباشد زيرا حقّ امرى است كه صرفا مورد تصديق مىباشد.
اشكال مصنّف
مصنّف در مقام اعتراض و اشكال مىگويد:
قبول نداريم آيه مذكور از قبيل حال مؤكّده باشد زيرا حقّ فى حدّ نفسه و بحسب واقع فقط صادق است ولى اينطور نيست كه مورد تصديق فقط باشد تا « مصدّقا » مؤكّد آن قرار داده شود چه آنكه حقّ گاهى مورد تصديق و زمانى مورد تكذيب بوده و احيانا نه تصديق شده و نه تكذيب همچون انشاءات بلى اگر در آيه «هوالحقّ صادقا» گفته شود البتّه مىتوانستيم « صادقا » را از قبيل حال مؤكّده بدانيم.