الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٤ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
خود مىباشد مانند قول جرير در مدح عمر بن عبد العزير:
|
تزوّد مثل زاد ابيك فينا |
فنعم الزّاد زاد ابيك زادا |
يعنى: توشهبردار مانند توشه برداشتن پدرت در ميان ما، پس خوب و نيكزادى بود زاد و توشه پدرت از حيث زاد بودن.
شاهد در « زادا » است كه مؤكّد « زاد ابيك» مىباشد.
جواب
صحيح و حقّ آنستكه كلمه « زادا » معمول است براى « تزوّد » حال يا مفعول مطلق بوده در صورتيكه مراد از « زاد » تزوّد باشد و يا مفعول به براى آن محسوب مىشود مشروط باينكه مقصود از آن چيزى باشد كه آنرا زاد و توشه قرار مىدهند همچون افعال نيك و اعمال صالح كه توشه آخرت هستند.
و بنابر ايندو احتمال لفظ « مثل » صفت براى « زاد » است كه مقدّم شده و حال گرديده است.
سؤال
در پارهاى از عبارات فصحاء ديدهايم كه تمييز مؤكّد عاملش مىباشد مانند قول شاعر:
|
نعم الفتاة فتاة هند لو بذلت |
ردّ التّحيّة نطقا او بايماء |
يعنى: آن دختر جوان خوب دخترى است كه نامش هند مىباشد اگر بذل كند و با زبان يا با اشاره جواب سلام را ردّ كند.
شاهد در « فتاة » است كه مؤكّد « الفتاة » است.
جواب
حقّ اينستكه « فتاة » حال است و مؤكّد ذو الحال يعنى « الفتاة » مىباشد.