الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٢ - امورى كه در فعل علامت لازم بودن آنست
الدّراهم و تعاطينا الدّراهم، و انكان متعدّيا الى واحد فانه يصير قاصرا، نحو تضارب زيد و عمرو، الا قليلا نحو جاوزت زيدا و تجاوزته، و عانقته و تعانقته الى آخره. و انما ذكر ابن السّيّدان تعانق لا يتعدى، و لم يذكران تفاعل لا يكون متعدّيا، و ايضا فلم يخصّ الرد برواية الجر، و لا معنى لذلك.
ترجمه:
تنبيه
در كتاب فصيح ثعلب نحوى در باب مشدّد آمده: فلان يتعهّد ضيعته (فلانى كار و حرفه خود را بتنهائى انجام مىدهد).
ابن درستويه گفته است:
بعقيده ثعلب گفتن: فلان يتعاهد ضيعته جايز نيست زيرا نظر اصحاب ثعلب باب تفاعل صرفا از دو نفر سر مىزند و متعدّى نيز نمىباشد و اگر فلان يتعاهد ضيعفته گفته شود دو اشكال پيش مىآيد:
الف: آنكه باب تفاعل در غير متعدّد استعمال شده.
ب: آنكه لازم استعمال گرديده است.
مصنّف گويد:
ولى تعليلى را كه ابن درستويه در ذيل عبارت ثعلب آورده نمىتوان پذيرفت بلكه مردود است و وجه ردّ آن اينست كه در برخى موارد ديدهايم باب تفاعل متعدّى استعمال گرديده از جمله در قول امرء القيس كه مىگويد:
|
تجاوزت احراسا عليها و معشرا |
علّى حراصا لو يسرّون مقتلى |
يعنى گذشتم و گذاردم نگهبانانى چند بر آن محبوبه و حريص بودند بر مخفى نگه داشتن كشتن من.
شاهد در « تجاوزت » بوده كه از باب تفاعل مىباشد و متعدّى استعمال گرديده.
خليل نحوى اجازه داده بجاى « يتعهّد » كلمه « يتعاهد » استعمال گردد ولى اين استعمال قليل و كمياب مىباشد و حكم بن قنبر از ابو زيد راجع