الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٤ - مقاله زمخشرى
قرار دهيم معنا عكس مىشود چه آنكه مقصود شاعر اينستكه: تو حتّى براى يك روز نيز مرا بواسطه وصالت شاد و مسرور ننمودى مگر آنكه بعدا بواسطه فراق و جدائى حال من را دگرگون و بد كردى.
و اگر « اىّ » را شرطيّه اخذ كنيم معنا چنين مىشود:
اگر تو مرا بواسطه وصالت مسرور كنى ديگر فراق بعدى موجب بدى حال من نمىشود.
پرواضح است كه اينمعنا عكس معناى مراد و مقصود مىباشد.
سؤال
اگر در مقام اشكال و ايراد گفته شود:
دليل بر اينكه « اى » شرطيّه مىباشد آنستكه جمله منفيّه يعنى « لم تسؤنى ثلاثة بصدود» اگر مستأنفه تقدير شده و بجمله اوّلى مرتبط نباشد معنا فاسد مىگردد.
جواب
در جواب مىگوئيم:
اين سؤال نبايد طرح شود زيرا وقتى جمله منفيّه را صفت براى « وصال » دانستيم بين آن و جمله اولى ارتباط برقرار شده و محذور و اشكال عدم ارتباط لازم نمىآيد.
ناگفته نماند جملهاى كه صفت براى مفردى واقع مىشود بايد مشتمل بر ضميرى بوده كه آنرا بموصوف ربط دهد و در اينجا رابط ضميرى است كه محذوف مىباشد و تقدير چنين است:
لم تسؤنى بعده الخ.
سپس كلمه « بعده » يعنى « بعد » و ضمير يا دفعتا و يكجا حذف شده و يا بتدريج آنها را محذوف قرار دادهايم.