الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٦ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
بگويند تقدير « فى رحمتك» است مانند قول اميمه:
|
و انت الّذى اخلفتنى ما وعدتنى |
و اشمت بى من كان فيك يلوم |
يعنى: تو كسى هستى كه آنچه بمن وعده داده بودى خلافش را نمودى و ناسزا گفتى بواسطه من بهركسى كه تو را ملامت نموده.
شاهد در ضمير مخاطب « اخلفتنى » است كه عائد به « الّذى » مىباشد و رابط جمله صله محسوب مىگردد پس سرّ اينكه حضرات مىتوانستند عايد را ضمير مخاطب قرار دهند معذلك چنين نگفته و از ضمير غائب استفاده نموده و تقدير را « فى رحمته» دانستهاند آنستكه كراهت داشتهاند امر قليل و كميابى را بر امر قليل ديگر بنا كنند چه آنكه غالب آنستكه مىگويند: انت الّذى فعل، يعنى صله را بصيغه غائب مىآورند با اينكه موصول و صله خبر هستند براى ضمير مخاطب و اينكه بجاى « فعل » ، « فعلت » بگويند قليل و كمياب است ولى معذلك قياسى و بر طبق قاعده مىباشد و امّا گفتن « انت الّذى قام زيد» كه رابط در جمله صله اسم ظاهر بجاى ضمير بيايد هم قليل بوده و هم قياسى نيست، بنابراين كلام زمخشرى در فرموده حقتعالى الحمد للّه الّذى خلق السّموات و الارض و جعل الظّلمات و النّور ثمّ الّذين كفروا بربّه يعدلون ( ستايش مر خدائى را است كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكىها و روشنى را ايجاد كرد، سپس كسانيكه به پروردگارشان كفر ورزيدند حقتعالى را با ديگران برابر مىنمايند).
كه گفته است:
جايز است بواسطه « ثمّ » جمله اسميّه «الّذينكفروا الخ» را بجمله فعليّه «خلقالسّموات و الارض» عطف نمائيم.
ضعيف و غير قابل اعتماد است چه آنكه اگر جمله اسميّه مزبور را بجمله فعليّه ياد شده معطوف بدانيم لازمهاش آنستكه رابط اسم ظاهر بوده و آنرا بجاى ضمير قرار داده باشيم و چنانچه گفتيم اين معنا قليل و غير قياسى است و سرّ اين گفتار آنستكه اصل «الّذينكفروا بربّهم» كفروا به مىباشد زيرا معطوف