الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٧ - كلام ابو حيان و تضعيف مصنف نسبت بآن
آخر فعل قرائت كرده گفته است:
فعل يعنى لا يحسبنّ به «الّذينيفرحون» اسناد داده شده و فاعلش موصول بوده و بر ضمير « هم » كه محذوف است واقع شده يعنى ضمير مزبور مفعولش مىباشد و اصل آن «ولا يحسبنّهم الّذين يفرحون بمفازة» بوده.
يعنى: لا يحسبنّ انفسهم الّذين يفرحون فايزين (البتّه مپندارند آنانكه بكردار زشت شادمانند خود را رستگار).
پس « فلا يحسبنّهم» تأكيد است براى « لا يحسبنّ» كه اوّل ذكر شده.
و نيز در قرائت هشام كه: و لا يحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا ( البتّه مپندارند آنانكه در راه خدا كشته شدهاند كه مردهگانند) را بصيغه غائب و با ياء خوانده گفته است:
تقدير: و لا يحسبنّهم بوده و « الّذين » فاعل آن مىباشد.
كلام ابو حيّان و تضعيف مصنّف نسبت بآن
ابو حيّان در مقام انتقاد بكلام زمخشرى مىگويد:
كلام زمخشرى مردود است زيرا مستلزم عود ضمير بر متأخّر بوده كه آن جايز نيست چه آنكه وقتى ضمير « هم » را مقدّم بر « الّذين » مقدّر گرفتيم و موصول را مفسّر آن قرار داديم عود ضمير بر متأخّر لازم مىآيد.
مصنّف مىگويد:
اين سخن از ابو حيّان غريب و بعيد است زيرا اگر چه « الّذين » در تقديرى كه زمخشرى براى آيه قائل شده از ضمير « هم » مؤخّر است ولى از حيث رتبه مقدّم مىباشد چون فاعل بوده و ضمير مفعول مىباشد و عود ضمير بر چنين مؤخّرى اشكال و ايرادى ندارد.
و نظير چنين ردّى را نسبت بقول كسيكه گفته است: مررت برجل ذاهبة فرسه مكسورا سرجها (گذشتم بمردى كه اسبش فرار كرده در حاليكه زين