الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣ - اقسام الحال
الف: حال مقصوده.
ب: حال موطئه.
حال مقصوده كه غالب حالها چنين هستند عبارتست از آنكه ذاتا مقصود و منظور باشد مانند:
جائنى زيد راكبا (زيد نزد من آمد در حاليكه سواره بود).
حال موطّئه آنست كه ذاتا منظور نبوده بلكه بعنوان مقدّمه براى امر ديگر در كلام ذكر شده است و از خصوصيّاتش اينكه جامد و موصوف است مانند فرموده حقتعالى:
فتمثّل لها بشرا سويّا ( پس مجسّم شد روح ما بر مريم در حاليكه بصورت بشرى مستقيم و متعارف بود).
شاهد در « بشرا » است كه حال موطّئه بوده و بعنوان مقدّمه براى ذكر « سويّا » در كلام آمده است.
و نيز مانند: جائنى زيد رجلا محسنا.
( زيد نزد من آمد در حاليكه مردى بود نيكوكار).
شاهد در « رجلا » است كه حال موطّئه بوده فلذا جامد و موصوف است و صفتش « محسنا » مىباشد.
شرح
قوله: انقسامها بحسب قصدها لذاتها: ضمائر مؤنّث به حال عود مىكنند.
قوله: و للتّوطئة بها الى قسمين: كلمه « توطئه » بمعناى مقدّمه بوده و ضمير در « بها » به حال عود مىكند.
قوله: فتمثّل لها بشرا: آيه (١٧) از سوره مريم.
متن:
الثّالث
انقسامها بحسب الزّمان الى ثلاثة: مقارنة، و هو الغالب، نحو «وهذا بعلى