الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
بوده يا مشتقّ باشد.
ابو عمرو بن علا مطلقا آنرا تمييز فرض نموده است.
و برخى ديگر گفتهاند:
اگر اسم مزبور جامد باشد تمييز بوده و در صورت مشتقّ بودنش حال است.
بعضى ديگر از ادباء معتقدند:
اگر اسم ياد شده جامد باشد تمييز بوده و در صورت مشتقّ بودنش اگر مقصود از آن اين باشد كه مدح را بآن مقيّد نمائيم حال است مانند قول شاعر:
|
يا حبّذا المال مبذولا بلا سرف |
... |
( اى خوشا ماليكه بدون اسراف صرف شده باشد).
شاهد در « مبذولا » است كه مشتقّ بوده و حال واقع شده.
و در غير اينصورت تمييز است مثل: حبّذا راكبا زيد (خوبست زيد از حيث راكب بودن).
شاهد در « راكبا » است كه چون مدح را بآن مقيّد ننمودهايم تمييز مىباشد.
شرح
قوله: و تنحتون الجبال بيوتا: آيه (٧٤) از سوره اعراف.
قوله: ادخال « من » عليه: ضمير در « عليه » به ضيف راجع است.
قوله: حال مطلقا: چه مشتقّ بوده و چه جامد باشد.
قوله: تمييز مطلقا: چه مشتقّ بوده و چه جامد باشد.
قوله: تقييد المدح به: ضمير در « به » به مشتقّ راجع است.
قوله: و الّا فتمييز: كلمه « و الّا» يعنى و اگر قصد تقييد مدح بمشتقّ نباشد.