الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٠ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
ترجمه:
امر ششم
ششمين امرى كه موجب افتراق و امتياز حال از تمييز است اينكه:
حقّ حال آنستكه مشتقّ بوده و حقّ تمييز جامد بودن مىباشد و گاهى امر عكس مىشود يعنى حال جامد و تمييز مشتقّ مىآيد، حال جامد مانند:
هذا مالك ذهبا (اين مال تو است در حاليكه طلا است).
شاهد در « ذهبا بوده كه حال است و جامد مىباشد.
و نيز مانند: و تنحتون الجبال بيوتا.
( و بتراشيد كوهها را در حاليكه از آنها منزلهائى مىسازيد).
شاهد در « بيوتا » است كه حال بوده و جامد مىباشد.
تمييز مشتقّ مانند: للّه درّه فارسا.
( براى خدا است خير كثير او از حيث سواركارى).
شاهد در « فارسا » بوده كه تمييز است و مشتقّ مىباشد.
و نيز مانند كلام شما كه مىگوئيد: كرم زيد ضيفا.
( زيد كريم و بزرگوار است از حيث ميهمانى كه دارد).
شاهدر « ضيفا » است كه تمييز بوده و مشتقّ مىباشد.
البتّه تمييز بودن « ضيف » در وقتى است كه قصد شما از القاء اينكلام ثناء گفتن و مدح نمودن ميهمان زيد بوده و او را بخواهيد متّصف به كرم نمائيد ولى اگر مراد اين باشد كه زيد خودش ميهمان است هم احتمال دارد كه « ضيفا » حال بوده و هم ممكنست تمييز باشد.
ولى اگر قصد تمييز آوردن « ضيفا » باشد بهتر اينستكه لفظ « من » بر سرش داخل نمائى يعنى بگوئى: كرم زيد من ضيف يعنى زيد از جهت ميهمان بودن كريم مىباشد.
سپس مصنّف مىگويد:
در اسم منصوب بعد از « حبّذا » اختلاف است:
اخفش و فارسى و ربعى آنرا مطلقا حال مىدانند اعمّ از آنكه جامد