الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
مصنّف گويد:
سؤال مزبور چندان وجهى نداشته و قابل اعتماد نيست زيرا اين سؤال مبتنى است بر اينكه « رحمن » صفت براى « اللّه » باشد و همانطورى كه گفته شد صفت بودنش صحيح نيست بلكه بدل مىباشد.
و از شواهدى كه بر صفت نبودن « رحمن » در دست است اينكه بسا اينلكمه در عبارات آمده در حاليكه تابع براى كلمه ديگرى نيست مانند فرموده حقتعالى:
الرّحمن، علّم القرآن ( خداوند رحمان قرآن را تعليم فرمود).
در اين آيه كلمه « الرّحمن » مبتداء بوده بدون اينكه براى آن متبوعى ذكر شده باشد.
و نيز مانند فرموده ديگر حقتعالى:
قل ادعوا اللّه او ادعوا الرّحمن ( بگو بخوانند خداوند را يا بخوانيد رحمن را).
شاهد در كلمه « الرّحمن » است كه مفعول براى « ادعوا » بوده بدون اينكه برايش متبوعى ذكر شده باشد.
و همچنين مانند اين آيه شريفه:
و اذا قيل لهم اسجدوا للرّحمن قالوا و ما الرّحمن.
( و زمانيكه بايشان گفته شود براى « رحمن » سجده نمائيد مىگويند رحمن كيست؟).
شاهد در كلمه « الرّحمن » است در ايندو مورد كه ابتداء مجرور به لام و در مرتبه دوّم مبتداء مؤخّر واقع شده بدون اينكه متبوعى داشته باشد.
حال مىگوئيم اگر استعمال كلمه « رحمن » در صفت جايز مىبود در اينمواضع نمىبايد بدون متبوع ذكر مىگشت و بهتر بود برايش موصوف آورده مىشد لذا نفس تجرّد آن از متبوع خود نمايانگر اين نكته است كه اينكلمه در مقام صفت استعمال نمىگردد.