الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٣ - مقاله زمخشرى
اضافه وصف بمعمول زمانى حقيقى است كه وصف بمعناى ماضى باشد و اگر مفيد حدث و معناى مستمرّ در ازمنه باشد اضافهاش غير حقيقى بوده و عمل در معمول مىنمايد.
در حاليكه امر چنين نبوده و اين مقاله صحيح نيست زيرا در موردى كه وصف مفيد معناى مستمرّ در ازمنه باشد اضافهاش حقيقى بوده و در معمول عمل نمىكند مثل همان صورتيكه بمعناى ماضى باشد.
شرح
قوله: فى قوله: يعنى فى قول ابن الحاجب.
قوله: و لا تفيد الّا تخفيفا: ضمير در « لا تفيد» به اضافه لفظيّه راجع است و اين عبارت گفته ابن حاجب است.
قوله: و هذا سهو: مشار اليه « هذا » كلام ابن مالك مىباشد.
قوله: و التّخصيص حاصل بالمعمول الخ: يعنى تخصيص از ناحيه معمول براى وصف پيدا شده نه از قبل اضافه.
قوله: لانّها ليست فى تقدير الانفصال: حاصل مراد اينستكه:
اگر وصف بمعناى حال و استقبال باشد اگر چه بصورت اضافه استعمال گردد ولى در تقدير از معمولش منفصل است لذا تقدير « ضارب زيد» ضارب زيدا بانفصال « زيد » از « ضارب » مىباشد ولى اگر بمعناى ماضى آمده باشد ابدا در نيّت از معمول خود جدا نيست و همچون اضافه معنويّه لفظا و نيّة متّصل بآن مىباشد.
قوله: و على هذا: يعنى و بنابر اينكه در صورت ماضى بودن وصف، اضافهاش بمعمول اضافه معنوى بوده و از مضاف اليه كسب تعريف و تخصيص نمايد.
قوله: اريد باسم الفاعل هنا: مشار اليه « هنا » آيه «مالكيوم الدّين»