الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٤ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
بنابراين « كلّ » وقتى از ضمير مجرّد باشد جايز است بدل قرار گيرد بخلاف كلّ در صورتيكه بضمير متّصل باشد كه عامل بر سرش داخل نشده مگر در وقت ضرورت.
سپس مصنّف مىگويد:
آنچه ما در ذيل اين آيه بيان نموديم بهترين گفتارى است كه اهل فنّ در آن گفتهاند.
ابن مالك قرائت نصب « كلّا » را حمل بر آن نموده كه « كلّ » حال واقع شده است.
اين حمل مشتمل بر ضعف است از دو جهت:
١- طبق آن بايد ملتزم شويم كه « كلّ » نكره بوده و لفظا و معنا از اضافه قطع شده و آن نادر است همچون قرائت بعضى: مررت بهم كلّا (مرور كردم بايشان در حاليكه تمامشان مورد مرور وقاع شدند) كه « كلّا » بمعناى « جميعا » بوده و حال است از ضمير در « بهم » .
الكلام الغني،شرح فارسى بر باب رابع مغنى ؛ ص٣٨٤
حال بر عاملش مقدّم شده زيرا عاملش ظرف يعنى « فيها » است و تقديم حال بر چنين عاملى ضعيف مىباشد.
تبصره:
لازم بتذكّر است اينكه گفتيم: الفاظ التّوكيد الاوّل.
خواستيم به قيد « الاوّل » از الفاظى همچون: اجمع و نظائرش يعنى اكتع و ابتع و ابصع احتراز جوئيم چه آنكه در مقام تأكيد آنها را بعد از « كلّ » قرار مىدهند از اينرو قاعده مذكور درباره آنها جارى نيست مانند:
فسجد الملائكة كلّهم اجمعون ( تمام فرشتگان جملگى سجده نمودند).
شرح
قوله: و قول بعض من عاصرنا: مقصود بهاء الدّين ابو محمّد عبد اللّه بن عبد الرّحمن معروف بابن عقيل صاحب شرح بر الفيّه مىباشد.