الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨ - مناط افتراق عطف بيان و بدل
مبدل منه بودن طرح شده و پس از آن ضميرى بعنوان عائد در كلام نيست كه به « ما » موصوله در « ما امرتنى» رجوع نمايد از اينرو فرض بدليّت ممتنع است بخلاف اينكه آنرا عطف بيان از ضمير مذكور قرار دهيم كه اين محذور وجود ندارد.
ولى ما قبلا گفتيم كه كلام زمخشرى مردود بوده و ضمير هرگز متبوع براى عطف بيان واقع نمىشود.
سپس مصنّف مىگويد:
نحويّون اجازه دادهاند كه بدل ضميرى باشد تابع براى ضمير ديگر مانند: رايته ايّاه.
كه ضمير « ايّاه » بدل است از ضمير منصوبى در « رأيته » .
و نيز گفتهاند كه ضمير را مىتوان بدل از اسم ظاهر قرار داد مانند: رأيت زيدا ايّاه كه « ايّاه » بدل است از « زيدا » .
ولى ابن مالك با اين كلام مخالفت كرده و گفته است:
مثال دوّم كه ضمير بدل از اسم ظاهر آمده باشد هرگز شنيده نشده است و در مثال اوّل نيز حقّ با كوفيّون است كه ضمير دوّم را تأكيد اوّلى قرار مىدهند نه بدل چنانچه در « قمت انت» ضمير « انت » تأكيد است براى « تاء » در « قمت » .
شرح
قوله: و ذلك ثمانية امور: مشار اليه « ذلك » ما افترق مىباشد.
قوله: لانّه فى الجوامد نظير النّعت: ضمير در « لانّه » به عطف بيان راجع است.
قوله: ان اعبدوا اللّه الخ: آيه (١١٧) از سوره مائده.
قوله: لا اله الّا هو الرّحمن الرّحيم: آيه (١٦٣) از سوره بقره.
قوله: قل انّ ربّى يقذف بالحقّ الخ: آيه (٤٨) از سوره سبا.