الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٥ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
نيز فرض كرد زيرا لام در اين عبارات لازم بوده در حاليكه لام تقويت غير لازمه مىباشد.
سپس مصنّف گويد:
و امّا فرموده حقتعالى:
سل بنى اسرائيل كم آتيناهم من آية ( سؤال نما از بنى اسرائيل كه چقددر از آيات خود را بايشان اعطاء نمودهايم).
اگر كلمه « من » زائده فرض شود پس « كم » يا مبتداء بوده و يا مفعول است برا « آتينا » كه بعد از « كم » مقدّر است و تقدير چنين مىباشد: سل بنى اسرائيل كم آتينا آتيناهم من آية.
و اگر آنرا بيان براى « كم » قرار داده همانطوريكه در آيه شريفه «ماننسخ من آية» بيان است براى « ما » هيچكدام از دو وجه مذكور جايز نيست يعنى طبق اينفرض نه « كم » را مىتوان مبتداء دانست و نه مفعول زيرا در اينصورت كلمهاى كه به « كم » راجع باشد در عبارت وجود ندارد لذا در اين فرض بايد « كم » را مفعول دوّم براى « آتينا » دانست كه بر عامل يعنى « آتينا » مقدّم شده است مانند مقدّم شدن « عشرين درهما» در مثال عشرين درهما اعطيتك.
زمخشرى مىگويد:
در آيه شريفه جايز است « كم » خبريّه بوده همانطورى كه مىتوان آنرا استفهاميّه دانست.
مصنّف در تضعيف اينلكام مىگويد:
« سل » از افعال دومفعولى است كه مفعول اوّلش « بنى اسرائيل» بوده و مفعول دوّمش جمله «كمآتيناهم من آية» مىباشد كه اگر « كم » را « استفهاميّه » بدانيم چنانچه در واقع نيز چنين است بواسطه استفهام فعل از عمل در مفعول دوّمش معلّق گرديده و اگر « كم » را خبريّه بدانيم مىبايد ملتزم شويم كه « كم » خبريّه نيز فعل را از عمل در مفعول دوّمش معلّق كرده در حاليكه