الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٣ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
حينئذ الى كم، و انّما هى مفعول ثان مقدّم، مثل « أعشرين درهما اعطيتك؟» و جوّز الزّمخشري فى كم: الخبريّة و الاستفهاميّة، و لم يذكر النّحويّون ان كم الخبريّة تعلّق العامل عن العمل، و جوّز بعضهم زيادة « من » كما قدّمنا، و انّما تزاد بعد الاستفهام بهل خاصّة، و قد يكون تجويزه ذلك على قول من لا يشترط كون الكلام غير موجب مطلقا، او على قول من يشترطه فى غير باب التّمييز، و يرى انّها فى « رطل من زيت، و خاتم من حديد» زائدة لا مبيّنة للجنس.
ترجمه:
پنجم
پنجم جملهاى است كه عامل اسم مشتغل عنه را تفسير مىنمايد مانند:
زيدا ضربته (زيد را زدم) كه « ضربته » عامل در « زيد » يعنى « ضربت » مقدّر را تفسير مىنمايد فلذا مشتمل است بر ضميرى كه آنرا به « زيد » ربط مىدهد.
يا مانند: زيدا ضربت اخاه (زيد را زددم برادرش را) كه « ضربت » عامل در « زيد » يعنى « ضربت » مقدّر را تفسير نموده لذا در جملهاى كه « ضربت » مذكور جزئى از آنست ضميرى است كه آنرا به « زيد » مرتبط مىسازد و آن ضمير مجرورى در « اخاه » است.
يا مانند: زيدا ضربت عمرا و اخاه (زيد را زدم عمرو و برادرش را) كه در جمله « ضربت عمرا و اخاه» ضميرى است كه آنرا به « زيد » مرتبط مىسازد زيرا يك جزء از اين جمله « ضربت » است كه مفسر عامل مقدّر يعنى « ضربت » مىباشد.
و يا مانند: زيدا ضربت عمرا اخاه (زيد را زدم عمرو را كه برادر زيد مىباشد) كه در جمله « ضربت عمرا اخاه» ضميرى است كه آنرا به « زيد » مرتبط مىسازد زيرا يك جزء از اينجمله « ضربت » است كه مفسّر عامل مقدّر يعنى « ضربت » مىباشد البتّه اينكلام در صورتى است كه « اخاه » عطف بيان باشد از « عمرا » ولى اگر آنرا بدل از « عمرو » فرض كنيم نصباسم يعنى