الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٠ - بيان رابط در جملهاى كه خبر است
مىباشد و آن ضمير در « اخاه » است.
و اگر « اخاه » را بعنوان عطف بيان براى « عمرو » بياوريم چون باتفاق ارباب فن عامل بيان همان عامل مبيّن مىباشد در نتيجه مثال مذكور بالاتّفاق صحيح است.
پس از آن مىگويد:
و امّا مثال: زيد ضربت رجلا يحبّه (زيد زدم من مردى را كه دوست دارد زيد را) باتّفاق ادباء جايز و صحيح مىباشد اعمّ از آنكه « زيد » را رفع داده يا منصوب بخوانى زيرا جمله « يحبّه » صفت است براى « رجلا » و صفت و موصوف بمنزله كلمه واحدى مىباشند از اينرو وجود ضمير راجع به زيد در « يحبّه » كافيست براى اينكه جمله ضربت رجلا يحبّه را بتوانيم خبر براى زيد قرار دهيم چنانچه بودن هيم ضمير براى صلاحيّت داشتن « ضربت » بعنوان مفسّر عامل مقدّر كفايت مىكند.
شرح
قوله: معطوفا بغير الواو: چه آنكه اگر عطف با « واو » صورت بگيرد ضمير رابط مىباشد زيرا كلمه « واو » براى مطلق جمع است و بملاحظه همين معنى متعاطفين همچون كلمه واحدى محسوب شده در نتيجه معطوف از اجزاء همان جملهاى كه معطوف عليه در آنست بحساب مىآيد بخلاف غير واو نظير فاء و ثمّ كه چنين نمىباشند لذا در عبارت: زيد قام عمرو فهو يا ثمّ هو چون « فهو » و « ثمّ هو» از جمله « قام عمرو» جدا است از اينرو مبتداء يعنى « زيد » بدون خبر مىباشد چه آنكه « قام عمرو» بملاحظه عدم اشتمالش بر رابط براى خبر بودن صلاحيّت ندارد.
قوله: حسن الجارية اعجبتنى هو: در برخى از كتب حسن الجارية الجارية اعجبتنى هو ثبت شده و بنظر مىآيد كه تكرار « الجاريه » وجهى نداشته باشد.
قوله: فهو بدل اشتمال الخ: يعنى كلمه « هو » بدل اشتمال است از ضمير