الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٨ - مسئله اول بيان شروط ضمير فصل
و همچنين مانند:
تجدوه عند اللّه هو خيرا ( مىيابيد آنرا نزد حقتعالى خير و نيك).
شاهد در ضمير « هو » است كه ضمير فصل بوده و ما قبل آن ضمير منصوبى « تجوده » واقع شده و آن در اصل مبتداء بوده و اينك مفعول « تجدوا » قرار گرفته است.
و مثل:
ان ترن انا اقلّ منك مالا و ولدا ( اگر ببينى مرا من از تو از حيث مال و فرزند كمتر هستم).
شاهد در ضمير « انا » است كه ضمير فصل بوده و قبل از آن ياء متكلّم قرار دارد كه در اصل مبتداء بوده و اينك مفعول براى « ترى » مىباشد.
و اخفش اجازه داده كه اين ضمير بين حال و صاحب حال قرار گيرد مانند:
جاء زيد هو ضاحكا (آمد زيد در حاليكه او خندان بود).
شاهد در ضمير « هو » بوده كه ضمير فصل مىباشد و بين « زيد » كه صاحب حال است و « ضاحكا » كه حال مىباشد قرار دارد.
وى آيه شريفه: هؤلاء بناتى هنّ اطهرلكم ( ايشان دختران من بوده در حاليكه پاكيزهترند براى شما) را در قرائت كسيكه « اطهر » را منصوب خوانده از همين باب دانسته است يعنى گفته « اطهر » حال و « بناتى » صاحب حال بوده و ضمير « هنّ » ضمير فصل و عماد است.
ابو عمرو كسيكه « اطهر » را نصب داده تخطئه كرده و گفته است قارى مرتكب اشتباه و غلط شده.
برخى ديگر گفتهاند:
اين آيه محمول است بر اين تركيب كه « هؤلاء بناتى» جمله مبتداء و خبر بوده و « هنّ » يا تأكيد براى ضمير مستتر در خبر است و يا مبتداء و لكم خبر آن مىباشد و بنابر هردو تقدير كلمه « اطهر » حال است.