الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٣ - مخالف بودن ضمير شأن و قصه با قاعده و وجوه آن
شرح
قوله: ان يكون مبدلا منه الظّاهر: ضمير در « منه » به ضمير راجع است.
قوله: المفسّر له: كلمه « مفسّر » بصيغه است فاعل بوده و ضمير در « له » به ضمير برمىگردد.
قوله: اجازه الاخفش: ضمير در « اجازه » به بدل آمدن اسم ظاهر از ضمير راجع است.
قوله: و منعه سيبويه: ضمير در « منعه » به بدل آمدن اسم ظاهر از ضمير برمىگردد.
قوله: هو جايز باجماع: ضمير « هو » به بدل آمدن اسم ظاهر از ضمير برمىگردد.
قوله: نقله عنه ابن مالك: ضمير منصوبى در « نقله » به اجماع و ضمير مجرورى در « عنه » به ابن كيسان برمىگردد.
قوله: و ممّا خرّجوا على ذلك: كلمه « خرّجوا » يعنى حملوا و مشار اليه « ذلك » بدل آمدن اسم ظاهر از ضمير مىباشد.
قوله: هو نعت: ضمير « هو » به الرّؤوف راجع است.
قوله: و الجماعة يأبون نعت الضّمير: مقصود از « جماعت » جماعت نحاة بوده و كلمه « يأبون » يعنى امتناع مىورزند و اضافه « نعت » به « الضّمير » از باب اضافه مصدر بمفعول است و تقدير كلام نعتا للضّمير مىباشد.
قوله: هو باضمار اذمّ: ضمير « هو » به نصب « بائس » راجع است.
متن:
السّابع
ان يكون متّصلا بفاعل مقدّم، و مفسّره مفعول مؤخّر ك « ضرب غلامه زيدا» اجازه الاخفش و ابو الفتح و ابو عبد اللّه الطّوال من الكوفيّين، و من شواهده قول حسان:
|
و لو ان مجدا اخلد الدّهر واحدا |
من النّاس ابقى مجده الدّهر مطعما |