الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣ - ملاك و مناط امتياز اسم از خبر
و ديگرى را خبر قرار دهيم فلذا مىگوئيم:
كان خير من زيد شرّا من عمرو (بهتر از زيد بدتر از عمرو مىباشد).
شاهد در « خير » و « شرّ » است كه نكره بوده و هردو بملاحظه داشتن مسوّغ براى اخبار مىتوانند اسم كان قرار گيرند لذا در اسم قرار دادن براى « كان » مخيّر هستيم بين « خير » و « شرّ » .
و امّا مسوّغ آنها عمل كردنشان در « من زيد» و « من عمرو» مىباشد.
فلذا مىتوان عكس مثال را آورد و گفت كان شرّ من عمرو خيرا من زيد.
و در صورت دوّم (يعنى صورتى كه يكى از آندو مسوّغ دارند) لازم است نكرهاى كه واجد مسوّغ است اسم قرار داد و ديگرى را خبر مانند: كان خير من زيد امرئة (بهتر از زيد زنى است).
شاهد در « خير » است كه داراى مسوّغ بوده فلذا اسم كان قرار داده شده و در « امرئة » كه نكره فاقد مسوّغ است خبر آن فرض گرديده.
شرح
قوله: فان كان لكلّ منهما: ضمير در « منهما » به اسمين راجع است.
قوله: مسوّغ للاخبار عنهما: ضمير در « عنهما » به اسمين عود مىكند.
قوله: فيما تجعله منهما: يعنى من الاسمين.
قوله: جعلتها الاسم: ضمير در جعلتها» به احدهما عود مىكند.
متن:
الحالة الثّالثة
أن يكونا مختلفين، فتجعل المعرفة الاسم و النّكرة الخبر، نحو: « كان زيد قائما» و لا يعكس الّا فى الضّرورة كقوله:
|
... |
و لا يك موقف منك الوداعا |