الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٩ - اشكال مصنف در جواز قطع در مثال سابق
پس از آن مصنّف مىگويد:
و نيز اينمعنا كه جزء اوّل تنها منفى است نه هردو در قول شاعر واضح و روشن است، وى مىگويد:
|
غير انّا لم تأتنا بقين |
فنرجّى و نكثر التّأميلا |
يعنى: بجز اينكه براى ما خبر ثابت و يقينى نياوردى تا ما اميدوار بوده و آرزوى بسيار داشته باشيم.
در اين بيت كلمه « نرجّى » مقطوع است از كلام سابق فلذا مرفوع بوده و نفى نيز بر آن داخل نمىباشد.
و وجه وضوح اينمعنا آنستكه مراد شاعر اينستكه:
تو خبر يقينى و ثابتى نياوردى لذا ما اميد بخلاف خبر آورده شده داريم زيرا نسبت به خبرى كه شخص داده يقين منتفى است و بايد توجّه داشت اگر « نرجى » مجزوم يا منصوب خوانده شود معنا فاسد مىگردد زيرا اگر مجزوم خوانده شود همچون فقره اوّل يعنى « لم تأتنا» بطور عليحدّه و جداگانه منفى مىگردد و در صورتيكه منصوب گردد نفى بمجموع « اتيان » و « رجاء » تعلّق مىگيرد در حاليكه مقصود و مراد شاعر اثبات آن مىباشد.
اشكال مصنّف در جواز قطع در مثال سابق
سپس مصنّف گويد:
و امّا اينكه حضرات در مثال سابق يعنى « ما تأتينا فتحدثنا» اجازه دادند « فتحدثنا » قطع از ما قبل باشد مشكل بنظر مىرسد زيرا ثبوت حديث با عدم اتيان غير ممكنست.
البتّه برخى از ادباء براى قطع و ثبوت حديث با عدم اتيان توجيهى نمودهاند كه بحسب ظاهر قابل اعتماد است و آن اينستكه گفتهاند: