الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٨ - وقوع عطف بر توهم در مركبات
اينست كه: ما تأتينا محدّثا (تو در حاليكه حديث بگوئى نزد ما نيامدى بلكه آمدى ولى حديث نگفتى).
پس در معناى اينمثال دو احتمال است:
الف: آنكه هم اتيان منتفى باشد و هم حديث.
ب: آنكه اتيان واقع شده و حديث فقط منتفى مىباشد.
با توجّه باين نكته مىگوئيم:
آيه شريفه: لا يقضى عليهم فيموتوا ( حكم نمىشود برايشان تا بميرند) يعنى وقتى حكم بمرگشان نشود پس چگونه بميرند بمعناى اوّل مىباشد يعنى هم قضاء و حكم منتفى است و هم مرگ و هلاكت و بايد توجّه داشت كه معناى دوّم را نمىتوان براى آن منظور داشته و بگوئيم فقط مرگ منتفى است ولى حكم و قضاء ثابت مىباشد زيرا محال است حكم بمرگشان بشود ولى آنان نميرند:
سپس مصنّف مىگويد:
در مثال « ما تأتينا فتحدثنا» وجه ديگرى جايز است و آن اينكه « فتحدثنا » را مىتوان مرفوع قرائت نمود و در اين فرض يا عطف بر « تأتينا » است و حرف نفى هم بر « تأتينا » داخل شده و هم بر « تحدثنا » يا « فتحدثنا » از كلام قبل مقطوع بوده و جمله مثبت و موجب مىباشد و اين وجه كه « فتحدثنا » از كلام قبل مقطوع باشد معناى واضح و روشنى است در مثال:
ما تأتينا فتجهل امرنا (نزد ما نيامدى پس تو بامر ما آگاه نيستى).
و نيز در مثال:
لم تقرء فتنسى (نخواندى، پس تو فراموش كردى).
و وجه وضوح در ايندو مثال آنستكه مقصود متكلّم اثبات جهل در مثال اوّل و نسيان در مثال دوّم مىباشد و دليل ديگر بر وضوح معناى مذكور در خصوص مثال دوّم اينستكه اگر « فتنسى » بر « تقرء » عطف شده باشد مىبايد مجزوم قرائت گردد در حاليكه مرفوع ذكر شده.