الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٧ - وقوع عطف بر توهم در مركبات
أتى به، و لو جزمه او نصبه لفسد معناه، لانّه يصير منفيا على حدته كالاوّل اذا جزم، و منفيا على الجمع اذا نصب، و انّما المراد اثباته، و امّا اجازتهم ذلك فى المثال السّابق فمشكلة، لانّ الحديث لا يمكن مع عدم الاتيان، و قد يوجه قولهم بان يكون معناه: « ما تأتينا فى المستقبل فأنت تحدثنا الآن عوضا عن ذلك».
ترجمه:
تنبيه و تذكّر
از نظر بصريّين عطف در مثال: لالزمنّك او تقضينى حقّى (همراهت هستم تا حقّ مرا بدهى) از قبيل عطف على التّوهّم مىباشد زيرا نصب « تقضينى » باعتقاد ايشان بواسطه اضمار و تقدير « ان » ناصبه مىباشد و كلمه « ان » و فعل در تأويل مصدر بوده معطوفند به مصدر متوهّم و تقدير مثال چنين است:
ليكوننّ لزوم منّى او قضاء منك لحقّى (البتّه بايد ملازمت از من بوده يا پرداخت حقّ من از جانب تو باشد).
و از همين قبيل است آيه شريفه: تقاتلونهم او يسلّموا ( با ايشان مقاتله كنيد تا تسليم گردند) در قرائت أبىّ كه نون « يسلّموا » را محذوف آورده و امّا در قرائت جمهور كه آنرا با نون قرائت كردهاند عطف « او يسلّموا» بر « تقاتلون » يا از باب عطف بر لفظ بوده يا « يسلّموا » مقطوع از ما قبل است و خبر براى مبتداء محذوف مىباشد و تقدير آن چنين است: تقاتلونهم او هم يسلّمون.
و نيز از همين قبيل است مثال: ما تأتينا فتحدثنا (نزد ما مىآئى پس برايمان حديث بگوئى) بنصب « تحدثنا » لذا تقدير اينمثال نيز چنين مىباشد: ما يكون منك اتيان فحديث (از تو آمدن منتفى است پس حديث گفتن نيز منتفى مىباشد).
و بعبارت ديگر: وقتى تو نزد ما نيايى پس چگونه براى ما حديث مىگوئى.
و مىتوان گفت فقط حديث منتفى است نه اتيان يعنى مقصود متكلّم