الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٠ - وقوع عطف بر توهم در اسم منصوب
و وهبنا له اسحق و من وراء اسحق يعقوب چنانچه در قول اخوص رياحى نيز همين توهّم واقع شده، وى مىگويد:
|
مشائيم ليسوا مصلحين عشيرة |
و لا ناعب الّا ببين غرابها |
يعنى: طائفه بنى دارم شوم و نحس بوده و امر قبيله را اصلاح نمىكنند و نيستند صداكننده مگر بصداق كلاغى كه بديُمن و شوم مىباشد.
شاهد در عطف « ناعب » است به « مصلحين » و مجرور خواندنش بتوهّم اينكه بر سر مصلحين كه اسم منصوب است باء جارّه داخل شده.
كلام زمخشرى اينجا بپايان مىرسد، سپس مصنّف مىگويد:
برخى از ادباء گفتهاند:
نصب « يعقوب » در آيه شريفه بخاطر اضمار و تقدير گرفتن « وهبنا » است نه توهّم وجودش، بنابراين تقدير آيه چنين است:
و من وراء اسحق وهبنا يعقوب ( و پس از اسحق يعقوب را باو بخشيديم).
و دليل بر اين اضمار كلمه « فبشّرنا » است كه قبلا در آيه آمده چه آنكه بشارت از جانب حقتعالى بچيزى در معناى هبه و بخشيدن مىباشد پس وقتى حقتعالى مىفرمايد ما باو بشارت به يعقوب داديم يعنى يعقوب را باو هبه كرديم.
بعضى ديگر گفتهاند:
يعقوب مجرور است تا عطف بر « باسحق » باشد و مىتوان آنرا منصوب دانست تا عطف بر محلّ « اسحق » فرض شود.
مصنّف گويد:
وجه اوّل (كه يعقوب مجرور باشد) مردود است زيرا بنابراين فرض لازم مىآيد بين عاطف و معطوف بر مجرور فاصله شده باشد يعنى بين واو عاطفه و يعقوب كه معطوف است « من وراء اسحق» قرار گرفته و اين جايز نيست چنانچه گفتن: مررت بزيد و اليوم عمرو (امروز به زيد و عمرو گذشتم). صحيح