الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩ - ملاك و مناط امتياز اسم از خبر
حالت اوّل
حالت اوّل آنكه هردو معرفه باشند حال در اينفرض اگر مخاطب بيكى علم داشته و ديگرى نزدش مجهول باشد قاعده آنستكه معلوم را اسم و مجهول را بايد خبر قرار داد فلذا براى كسيكه به زيد علم داشته ولى باخوّتش آگاه نيست و نمىداند كه وى برادر عمرو مىباشد مىگويند: كان زيد اخا عمرو.
و براى شخصى كه مىداند عمرو برادرى داشته ولى بنامش علم و آگاهى ندارد مىگويند: كان اخو عمرو زيدا.
و اگر مخاطب بهردو علم داشته و انتساب يكى بديگرى را نداند از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه يكى از آندو نسبت بديگرى اعرف باشد.
ب: آنكه هيچيك از آندو از ديگرى اعرف نباشد.
در صورت اوّل مختار ما اينستكه مىبايد اعرف را اسم قرار داده و ديگرى را خبر لذا براى كسيكه نام زيد را شنيده و نيز بسمعش رسيده كه مردى ايستاده و قلبا بايندو علم و آگاهى پيدا كرده منتهى نمىداند آن شخص قائم همان زيد بوده يا زيد همان شخص قائم مىباشد مىگويند: كان زيدا لقائم.
و بندرت « كان القائم زيدا» نيز استعمال مىكنند.
در صورت دوّم حكم اينستكه در قرار دادن هركدام از آندو خبر يا اسم مخيّر مىباشيم مانند:
كان زيد اخا عمرو يا كان اخو عمرو زيدا.
متن: و يستثنى من مختلفى الرّبتة نحو: « هذا » فانّه يتعيّن للاسميّة لمكان التّنبيه المتّصل به، فيقال: « كان هذا أخاك و كان هذا زيدا» الّا مع الضّمير، فانّ الأفصح فى باب المبتدأ أن تجعله المبتدأ و تدخل التّنبيه عليه، فتقول: « ها انا اذا»، و لا يتأتى ذلك فى باب النّاسخ، لأنّ الضّمير متّصل بالعامل، فلا يتأتى دخول التّنبيه عليه، على أنّه سمع قليلا فى باب المبتدأ « هذا أنا».