الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨١ - گفتار مصنف در رد فارسى و سيرافى
قرار گيرد بايد آنرا مجزوم خوانده و جزمش را به شرط مقدّر مستند دانست با توجّه باين مبنى و قاعده كه مورد قبول و تسليم فارسى و سيرافى است مىگوئيم:
وقتى شرط در زمان سقوط فاء مورد نظر بوده و مضارع را مجزوم بآن قرار مىدهيم لازمهاش اينستكه در فرض وجودش بايد مضارع را منصوب به « ان » ناصبه قرار داد از اينرو در آيه شريفه « فاء » و فعل بعدش يعنى « اصدق » در موضع جزم نبوده بلكه منصوبست به « ان » ناصبه و در نتيجه « ان » و فعل در تأويل مصدر بوده و عطف شدهاند بر مصدرى كه از كلام متقدّم متوهّم مىشود و تقدير چنين است:
و ليكن التّأخير الى اجل قريب و التّصديق.
و در چنين فرضى چگونه مىتوان « فاء » را در محلّ جزم دانست و حال آنكه بين دو مفرد متعاطف يعنى تأخير و تصديق هيچ شرطى مقدّر نيست.
و خلاصه كلام آنكه فارسى و سيرافى عطف « اكن » بر « اصدّق » را از باب عطف بر محلّ گرفتهاند يعنى گفتهاند چون « اصدق » در جواب « ان » شرطيّه مقدّر واقع است محلّا مجزوم مىباشد لاجرم عطف « اكن » كه مجزوم بوده بر « اصدق » از باب عطف بر محلّ است.
صاحب مغنى مىگويد:
كلام ايندو صحيح نيست و عطف « اكن » بر « اصدق » از قبيل عطف بر توهّم است زيرا « اصدق » چون فاء بر سرش در نيامده منصوب است به « ان » ناصبه مقدّر ولى در عين حال چون در صورت نبودن فاء و سقوط آن فعل بواسطه « ان » شرطيّه مقدّر مجزوم است در فرضى كه فاء نيز در كلام باشد بتوهّم تقدير ان شرطيّه آنرا مجزوم فرض كرده قهراعطف « اكن » بر « اصدق » از قبيل عطف على التّوهّم مىباشد.
شرح
قوله: و لولا اخّرتنى الى اجل قريب: آيه (١٠) از سوره منافقين.