الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
شود همچون زمخشرى و كوفيون چنانچه قبلا بآن اشاره شد، بنابراين در مثال: ما قائم الزّيدان (ايستاده نيستند دو زيد) دو مسوّغ وجود دارد:
الف: آنكه « قائم » در « الزّيدان » عمل كرده چه آنكه « زيدان » فاعل آن مىباشد.
ب: آنكه داراى معناى فعل مىباشد.
چنانچه در فرموده حقتعالى يعنى: وعدنا كتاب حفيظ ( و نزد ما لوح محفوظ مىباشد) دو مسوّغ وجود دارد:
١- كتاب كه نكره بوده و مبتداء واقع شده موصوفه است زيرا حفيظ صفت آنست.
٢- خبرش كه « عندنا » است ظرف و بر آن مقدّم شده.
سؤال
گفته شد عبارت « ان يكون فى معنى الفعل» شامل مثل « قائم الزّيدان» مىشود، مىگوئيم:
در اينمثال نبايد مسوّغ براى ابتداء بنكره وجود داشته باشد فلذا جمهور از ادباء نيز از آن منع كردهاند و هيچ وجهى براى اين منع نيست مگر آنكه مثال مذكور واجد مسوّغ نمىباشد.
جواب
امّا منع جمهور از اين مثال نه بخاطر اين است كه براى ابتداء بنكره در آن مسوّغى وجود ندارد بلكه احتمالا يكى از دو جهت ذيل مىباشد:
الف: چون شرط عمل كه اعتماد وصف به مخبر عنه باشد منتفى است چه آنكه مشهور بين نحويين آنستكه اسم فاعل و اشباه آن در صورتى عمل مىكنند كه بمعناى حال يا استقبال بوده و نيز متكّى به مخبر عنه باشد.
ب: چون شرط اكتفاء بفاعل از خبر در آن وجود ندارد و آن شرط