الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٩ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
المنصوب، لا لمطلق العمل، بدليلين: احدهما انّه يصحّ « زيد قائم ابواه امس» و الثّانى: انّهم لم يشترطوا لصحّة نحو « أقائم الزّيدان» كون الوصف بمعنى الحال او الاستقبال.
ترجمه:
هفتم
مسوّغ و مجوّز هفتم آنستكه نكرهاى كه مبتداء واقع شده در معناى فعل باشد و اين كلام شامل مثال ذيل نيز مىشود:
عجب لزيد (شگفت و تعجّب براى زيد ثابت است).
شاهد در « عجب » است كه نكره بوده و چون معناى فعل دارد مبتداء واقع شدنش جايز است.
و حضرات ادباء در ضابطه قاعده اينگونه از مثالها گفتهاند:
مراد اينستكه از نكره تعجّب اراده شده باشد چنانچه مثالش گذشت.
و نيز كلام ياد شده شامل اينفرموده حقتعالى نيز مىشود:
سلام على آل ياسين ( درود و رحمت بردودمان ياسين باد).
شاهد در « سلام » است كه نكره بوده و چون معناى فعل دارد ابتداء بآن جايز مىباشد.
و همچنين است فرموده ديگر حقتعالى:
ويل للمطفّفين ( واى بر كمفروشان).
شاهد در « ويل » است كه نكره بوده و چون داراى معناى فعل است ابتداء بآن جايز است.
و ادباء در ضابطه امثال اين مثال گفتهاند:
مقصود اينستكه از نكره دعاء اراده شده باشد اعمّ از آنكه دعاء خير بوده همچون مثال اوّل يا دعاء شرّ كه نفرين است باشد مانند مثال دوّم.
و همچنين كلام مذكور شامل مثل: قائم الزّيدان مىباشد.
البتّه اين شمول نزد كسى است كه مثال مذكور را تجويز نمايد يعنى وصفى كه اعتماد بر نفى يا استفهام نداشته باشد را اجازه دهد كه مبتداء واقع