الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
ظرف و بدين ترتيب عطف بر دو معمولى كه عاملهايشان مختلف است لازم نمىآيد.
جواب
استقرار اوّلى كه عامل در « عندى » است خبر بوده و آن از نظر سيبويه معمول است براى مبتداء چنانچه ابن مالك نيز اين رأى را اختيار نموده و طبق اين رأى باز عطف مرجعش به عطف بر دو معمول عامل مختلف مىباشد.
زيرا « عندى » معمول براى « اصطبار » بوده و « اصطبار » معمول براى « ابتدائيّت » حال عطف « شكوى عند قاتلتى» بر آن مستلزم محذور ياد شده مىباشد.
شرح
قوله: لا يسوّغ ذلك: مشار اليه « ذلك » عطف مىباشد.
قوله: لانّ المسوّغ عطف النّكرة: نه مجرّد عطف.
قوله: و المعطوف فى البيت الجملة: يعنى جمله « شكوى عند قاتلتى».
قوله: انّ الواو عطفت اسما: يعنى « شكوى » .
قوله: و ظرفا: يعنى « عند قاتلتى».
قوله: على مثليهما: يعنى بر اسم كه « اصطبار » و بر ظرف كه « عند » باشد.
قوله: فيكون من عطف المفردات: يعنى پس عطف در بيت از قبيل عطف مفرد بر مفرد است نه جمله بر جمله.
قوله: فان قيل قدّر لكلّ من الظّرفين: كلمه « قدّر » بصيغه امر از باب تفعيل مىباشد.
قوله: و هو معمول للمبتداء نفسه: ضمير « هو » به خبر راجع است.
قوله: و اختباره ابن مالك: ضمير منصوبى در « اختاره » به معمول بودن