الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٠ - شرح اعراب اسماء شرط و اسماء استفهام و امثال اينها
باشند.
مختار مصنّف
مصنّف مىگويد:
بنظر ما رأى صحيح همان گفتار اوّل مىباشد يعنى خبر شرط بتنهائى است و دليلش همانست كه ذكر شد.
و امّا اينكه در تصحيح خبر بودن جواب گفته شد حصول فائده از كلام موقوف بر ذكر جواب است بايد بگوئيم:
قبول داريم كه امر چنين است ولى اين توقّف از حيث تعليق جواب بر شرط است يعنى چون جواب را مربوط و وابسته به شرط قرار دادهايم البتّه اگر كلام را بخواهيم مفيد فائده بدانيم بايد جواب را حتما ذكر كنيم پس توقّف حصول فائده بر جواب از حيث تعليق بوده نه از جهت آنكه جواب خبر مىباشد.
شرح
قوله: لانّه اسم تامّ: ضمير در « لانّه » به اسم شرط راجع است.
قوله: و فعل الشّرط مشتمل على ضميره: ضمير در « ضميره » به اسم شرط برمىگردد و حاصل آنكه:
در هر موردى كه ابتداء اسم تامّى بيايد و بعد از آن فعلى واقع شود كه مشتمل بر ضمير آن اسم باشد حتما اسم مزبور مبتداء و فعل بعدش بايد خبرش قرار داده شود.
قوله: لانّ الفايدة به تمّت: ضمير در « به » به جواب عود مىكند.
قوله: و لالتزامهم عود ضمير منه اليه: ضمير در « التزامهم » به علماء علم ادب و در « منه » به جواب و در « اليه » به اسم شرط برمىگردد.
قوله: و لانّ نظيره هو الخبر الخ: ضمير در « نظيره » به جواب بر مىگردد.
قوله: او مجموعهما: يعنى مجموع شرط و جواب.