الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩ - شرح اعراب اسماء شرط و اسماء استفهام و امثال اينها
در اين عبارت لفظ « كلّ من النّاس» مبتداء و « يقوم » خبرش مىباشد در « من يقم» نيز كلمه « من » بايد مبتداء و « يقم » خبرش فرض گردد.
دليل بر احتمال دوّم
و امّا اينكه خبر فقط جواب باشد جهتش اينستكه فايده كلام بآن تمام مىشود چنانچه حضرات گفتهاند:
و الخبر جزء متمّ الفائدة چنانچه در عبارت: « زيد قائم» كلمه « قائم » جزئى است از كلام كه فائده القاء سخن و اطلاق لفظ بآن حاصل مىشود يعنى وقتى « قائم » گفته شد كلام متكلّم مفيد معنا مىگردد.
از اين گذشته حضرات ملتزم هستند كه از جواب ضميرى به اسم شرط عود كند چنانچه رأى اصح نيز همين است كه رابط و عائد به اسم شرط مىبايد در جواب باشد نه شرط و اين خود يكى ديگر از شواهدى است كه خبر بودن جواب را تثبيت مىكند.
شاهد ديگر بر خبر بودن جواب اينكه خبر در كلام شما كه مىگوئيد: الّذى يأتينى فله درهم (كسيكه نزد من آمد پس برايش يك در هم مىباشد) يعنى « فله درهم» نظير جوابى است كه براى اسماء شرط مىآوريم پس همانطورى كه « فله درهم» خبر است جواب نيز كه بمنزله آن بوده بايد خبر قرار داده شود.
دليل بر احتمال سوّم
و امّا اينكه خبر مجموع شرط و جواب باشد و جهتش اينستكه:
وقتى گفته مىشود: « من يقم اقم معه» بمنزله آنستكه بگوئيم كلّ من النّاس ان يقم اقم معه (هركدام از مردم اگر بايستند من با او مىايستم).
پس در اين عبارت همانطوريكه « ان يقم اقم معه» خبر است براى « كلّ من النّاس» در عبارت مورد كلام نيز شرط و جواب مجموعا بايد خبر