إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٤ - امر چهارم
سؤال: آيا در دو قسم مذكور، عنوان استعمال، تحقّق دارد و مستعمل و مستعمل فيه داريم؟
جواب: مصنّف «ره» فرمودهاند ممكن است گفته شود كه عنوان استعمال وجود ندارد زيرا در استعمال، مستعمل و مستعمل فيه متغاير هستند، حاكى و محكى عنه، لفظ و معنا در ميان است- و لو اينكه معنا هم از سنخ لفظ باشد امّا دو عنوان متغاير مطرح است- امّا در محلّ بحث كه مىگوئيم «زيد لفظ» و از آن نوع زيد را- از هر متكلّمى صادر شود- اراده مىكنيم آيا لفظ، معنا، مستعمل و مستعمل فيه داريم؟
ممكن است گفته شود خير! اگر مستعمل و مستعمل فيه در ميان بود بايد اين زيد با ساير زيدها متغاير باشد- آنهم ساير زيدهائى كه نفس اين زيد را شامل مىشود زيرا نوع به حسب قاعده، شامل خود اين زيد هم مىشود- آنوقت چگونه مىشود كه فردى بگويد اين زيد را در خودش و ساير زيدها استعمال كرديم در خودش و ساير زيدها عنوان استعمال در ميان نيست.
ما شخصى را بنام زيد- كه از من صادر شده- موضوع قرار داديم منتها شخصيّت و خصوصيّت را از آن القاء نموديم مثل اينكه گاهى شما مىگوئيد «زيد انسان» و شخص زيد را با تمام خصوصيّات فرديّه، موضوع قرار مىدهيد امّا گاهى آن زيدى را كه موضوع قرار مىدهيد، مشخّصات فرديّهاش را حذف مىكنيد كه در واقع چنين است بكر انسان، خالد انسان و ... كه ديگر موضوع قضيّه شما شخص زيد با تشخّصاتش نيست در محلّ بحث هم وقتى مىگوئيد «زيد لفظ» خصوصيّت صدورش را القاء مىكنيد و كانّ مىگوئيد طبيعت و نوع زيد داراى عنوان «لفظ» هست لذا نمىتوان گفت عنوان استعمال تحقّق دارد. در استعمال، مستعمل و مستعمل فيه متغايرند ولى در محلّ بحث تغايرى نيست و نمىتوان گفت «زيد» را در خودش و در ساير زيدها استعمال