إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٧ - جهت دوم در امر«علو» معتبر است
عالى نيست بايد استعلاء نموده و براى خود مقام علو، فرض نمايد كه طبق بيان آنها اگر فقيرى با لحن آمرانه از ما تقاضاى كمك نمايد، در اين صورت هم عنوان «امر» تحقّق دارد. پس در صدق عنوان امر يا علو حقيقى معتبر است و يا علو فرضى و استعلاء.
گروه مذكور، دليلى دارند كه مصنّف به صورت دفع توهّم، جواب آنها را بيان نمودهاند:
دليل: اگر فقيرى به يك شخص بزرگى رجوع نمايد و با لحن آمرانه از او تقاضاى كمك كند در اين صورت، عقلاء در مقام توبيخ او برآمده، مىگويند «لم تأمره» يعنى تو حقّ صدور امر نداشتى و چرا امر كردى از اينكه عقلاء در موقع توبيخ، جمله مزبور را استعمال مىكنند، كشف مىكنيم كه طلب آن فقير هم داراى عنوان «امر» هست و اگر عنوان «امر» نمىداشت پس چرا عقلاء جمله «لم تأمره» را استعمال كردند؟
جواب: اگر شما به اصل توبيخ عقلاء تمسّك مىكنيد، بدانيد كه توبيخ عقلاء به خاطر «امر» نيست بلكه سرزنش آنها مربوط به اساس و ريشه امر است كه چرا تو استعلاء نموده و براى خود، علوّ خيالى فرض كردهاى آنها كانّ در مقام بيان اين هستند كه علوّ تو پشتوانهاى ندارد و بىجهت خود را عالى تصوّر كردهاى و اگر مىگوئيد چرا عقلاء در مقام توبيخ عبارت «لم تأمره» را درباره او استعمال كردهاند، جواب شما اين است كه:
سافل، استعلاء و براى خود علوّ فرضى تصوّر نموده لذا عقلاء در مقام توبيخ، به استناد نظر سافل كه براى خود «امرى» ترتيب داده كه مبنايش علوّ خيالى هست به او مىگويند «لم تأمره» در حقيقت، عبارت مذكور، واقعيّتى ندارد و عقلاء روى مبناى آمر، آن جمله را بيان مىكنند.
مصنّف «ره» دليل و شاهدى بر مدّعاى خود اقامه نمودهاند كه: