إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - امر اول معناى مشتق
حمليّه نيست زيرا شما «ضرب» را محمول قرار نداده و آن را بر موضوع، حمل ننمودهايد لذا زيد با «ضرب» اتّحاد پيدا نمىكند و نمىتوان گفت زيد، همان «ضرب» هست.
بنابراين در مشتق اصولى، ذاتى و مبدئى وجود دارد كه آن ذات با مبدأ، ارتباط بلكه اتّحاد دارد و نحوه اتّحادشان ممكن است انتزاعى، صدورى، ايجادى يا حلولى باشد مانند عرضى- بياض- كه با معروض، اتّحاد پيدا مىكند و اتحادشان به اين كيفيّت است كه عرض، حالّ در معروض- جسم- مىشود و هنگامى كه بياض با جسم، اتّحاد برقرار كرد از اتّحادشان عنوان «ابيض» تحقّق پيدا مىكند و همچنين وقتى زيد با ضرب، ارتباط و اتّحاد برقرار نمود از ارتباطشان عنوان «ضارب» انتزاع مىشود و زمانى كه فردى كتابى ابتياع نمود و با ملكيّت ارتباط پيدا كرد عنوان «مالك» تحقّق پيدا مىكند.
خلاصه: در مشتق اصولى، ذاتى و مبدئى وجود دارد كه آن ذات با مبدأ، ارتباط و اتّحاد دارد مانند اسم فاعل، اسم مفعول، صيغه مبالغه، اسم زمان، اسم مكان، صفت مشبّهه و اسم آلت- كما هو ظاهر العنوانات و صريح بعض المحققين-