إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٩ - اخبار
كه:
الف: مىدانيد خواندن نماز در بعضى از امكنه مانند حمّام، مكروه است و شبههاى نيست كه اگر كسى نذر يا عهد كند كه نمازش را در حمّام نخواند، از نظر فقهى نذرش صحيح مىباشد. بنابراين ممكن است نذر به ترك صلات در حمّام واقع شود.
ب: بعد از آنكه نذر صحيحا واقع شد، ناذر نمىتواند نمازش را در حمّام بخواند و نماز در حمّام، حرمت پيدا مىكند زيرا وفاء به نذر واجب، پس ترك الصّلات واجب مىباشد و اگر ترك الصّلات واجب شود، فعل الصّلات حرمت پيدا مىكند و در مباحث آينده خواهيم گفت كه اگر عبادتى- با وصف عبادت- منهىّ عنه واقع شود، نهى در عبادت، مقتضى فساد آن عبادت است بنابراين نمازى كه به واسطه تعلّق نذر، حرمت پيدا كرده، لازمه حرمتش اين است كه فاسد هم هست يعنى اگر ناذر، نمازش را در حمّام بخواند، عملش صحيحا واقع نمىشود، و شبههاى نيست كه مخالفت با نذر نموده و استحقاق عقوبت پيدا كرده و بايد كفّاره مخالفت با نذر بدهد.
بعد از بيان دو مقدّمه مذكور از شما سؤال مىكنيم كه:
به واسطه چه چيز، مخالفت با نذر حاصل شد؟
به وسيله نماز فاسد، مخالفت با نذر، تحقّق پيدا كرد. پس از اين مطلب، كشف مىكنيم كه نذر آن فرد هم متعلّق به ترك صلات صحيح نبوده چون اگر نذر به ترك نماز صحيح متعلّق شده و مقصودش ترك نماز صحيح بوده- پس چگونه اتيان صلات فاسد، باعث مخالفت با نذر شد- نبايد بعد از نذر با خواندن نماز در حمّام، مخالفت با نذر، حاصل شود- به نماز فاسد، نهى تعلّق گرفته و نهى در عبادت هم مقتضى فساد است-