إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٠ - معناى سعادت و شقاوت
انسان هست كه نشاندهنده طرز تفكّر او هست و اعمال شخص شقى، بيانگر اين است كه طرز فكر او صحيح نيست.
تذكّر: اعمال انسان و رسيدن به سعادت و شقاوت درعينحال كه صددرصد اختيارى است امّا بعضى از علل و عوامل، انسان را به سعادت نزديك و بعضى از آنها انسان را از سعادت دور مىكند.
امّا آن عواملى كه انسان را به سعادت نزديك مىكند، نيل به سعادت را غير اختيارى نمىكند و آن علل كه انسان را تا حدّى از سعادت، دور مىكند اينچنين نيست كه اضطرار و اجبارى براى انسان، ايجاد كند.
مثال: كسى كه نطفهاش از حلال و با رعايت تمام آداب و سنن شرعيّه، منعقد شده بعد هم در دامان يك پدر متديّن، تربيت يافته به سعادت نزديكتر است و فردى كه نطفهاش از غذاى حرام تشكيل شده و در انعقاد نطفه او آداب و سنن شرعى رعايت نشده باشد و بعد هم در يك خانواده غير مذهبى پرورش يافته از نيل به سعادت، مقدارى دور است امّا از هيچكدام سلب اراده و اختيار نشده.
البتّه چهبسا آن كسى كه با زحمت بيشتر به سعادت، نائل مىشود ارزش بيشترى داشته باشد به خاطر همان ملاك «افضل الاعمال احمزها».
زيرا او فاصله زياد و مشكلات فراوانى را پشت سر گذاشته تا به سعادت نائل شده امّا بههرحال هيچكدام از آنها به امر غير اختيارى منجر نمىشود و ارتباطى به ذات، ماهيّت و لوازم ماهيّت نمىتواند پيدا كند.
بحث ما درباره طلب، اراده، سعادت و شقاوت پايان پذيرفت.
«به تاريخ ليله بيست و يكم رمضان سنه ١٤١٤ هجرى قمرى».
و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين.