إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٥ - لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
فرد، اعطاء قدرت نموده و آن مهندس هم از قدرت، بهرهبردارى كرده.
در محلّ بحث، خداوند متعال به ما قدرتى عنايت كرده تا بتوانيم با قدرت خود، اعمال و افعالى را ايجاد نمائيم و ...
يكى از تعبيرات بسيار جالب و مطابق با واقع، همان است كه در نماز هم مىخوانيم «بحول اللّه و قوّته اقوم و اقعد» يعنى قيام و قعود را به خودمان نسبت مىدهيم امّا درعين حال مىگوئيم بهسبب نيروى الهى مىنشينم و برمىخيزم به عبارت ديگر، فاعل بالمباشرة خودمان هستيم و نمىگوئيم «بحول اللّه يتحقّق القيام» بلكه مىگوئيم من قيام و قعود مىنمايم و فاعل قيام و قعود من هستم لكن آن اعمال استناد به حول و قوّه الهى دارد.
نتيجه: دقيقترين نظر فلسفى اين معنا را تأييد مىكند كه ائمّه دين «صلوات اللّه عليهم اجمعين» هم در زمان خود فرمودهاند كه «لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين» يعنى نه استقلالى در تأثير داريم كه قائل به تفويض مىگفت و نه صددرصد اعمال را اسناد به خداوند متعال مىدهيم بهنحوىكه من و شما نقشى در آنها نداشته باشيم كه جبريّه معتقد بودند پس ما از قول به تفويض «استقلال» را و از كلام جبريّه «اسناد» به خداوند- بدون ارتباط به خودمان- را حذف نموديم و با حذف آن دو براى شما واضح