إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٠ - دليل دوم جبريه
نقيضين از دائره قدرت او بيرون است.
توضيح ذلك: اجتماع نقيضين داخل دائره قدرت الهى نيست و اينكه گفتيد لازمهاش محدوديّت قدرت پروردگار جهان است، غير قابل قبول است و به اشكال مذكور، پاسخ مىدهيم كه:
شما- جبريّه- از چه طريقى ثابت مىكنيد كه تمام امور، مىتوانند متعلّق قدرت خداوند، قرار گيرند؟
بعضى از امور به خاطر قصور ذاتى- كه در خود آنها هست- اصلا از دائره قدرت خارج هستند و لذا بحث هم نمىشود كه آيا قدرت پروردگار متعال به آنها تعلّق مىگيرد يا نه.
به عبارت ديگر: اوّل بايد آن شىء متعلّق قدرت را بررسى كرد كه مشخّص شود آيا آن شىء با تعلّق قدرت، سنخيّت دارد يا نه- قدرت خداوند، محدوديّتى ندارد و نمىتوان گفت قدرت او فرضا صددرجه هست يا اينكه كمتر است-
مسأله اجتماع نقيضين- و ساير ممتنعات- هم از اين قبيل هست يكى از ممتنعات «شريك البارى» هست آيا شما نمىگوئيد «شريك البارى ممتنع»؟
در ما نحن فيه هم اگر كسى سؤال كند كه آيا خداوند مىتواند براى خودش شريكى ايجاد كند يا نه، اگر بگوئيد قدرت ندارد، لازمهاش محدوديّت قدرت پروردگار است و چنانچه بگوئيد قدرت دارد پس شريك البارى ممتنع نيست بلكه خداوند مىتواند براى خودش شريكى ايجاد نمايد.
پاسخ سؤال، اين است كه: «شريك البارى» ممتنع است و قدرت خداوند هم به ايجاد شريك البارى تعلّق نمىگيرد و نمىتواند تعلّق بگيرد و عدم قدرت، مربوط به ضعف قدرت و محدوديّت قدرت خداوند نيست بلكه شريك البارى خصوصيّتى دارد كه اصلا از دائره قدرت خارج است و هيچگاه در مسير تعلّق قدرت واقع نمىشود و الا اگر در مسير تعلّق قدرت بود و مانند ساير ممكنات مىتوانست در مسير قدرت قرار گيرد